
امشب خیلی دلم گرفت ه...خیلی...نشستم کنار پنجره و سعی کردم از آسمون چیزهایی بفهمم...دیشب شب کابوس های مکرر بود برام..چندبار بیدار شدم و صبح دیدم برق اتاق روشن ه...انگار همه شب به ترس گذشته بود...تنهام بذار س...اعصابم تحریک شده......
ادامه مطلب
من از پیش بینی ه سازمان بهداشت جهانی راجع به روند ویروس کرونا در ایران. ترسیدم...خیلی ترسیدم......
ادامه مطلب
سینه م نرمال نیست...انگار می خوام سرفه کنم که نرمال بشه...خیلی ندرتا و در حد چهار پنج سرفه کردم...ما مشمول محدودیت ه ساعتهای کار نشدیمبخاطر نوع قراردادمون و اینکه اگر نریم از حقوق مون کسر میشهمن دوست ...
ادامه مطلب
امروز خون زیادی رو از دست دادم...تقریبا سی دقیقه ای می شه که رگه های مغزم مبهم و گیج شدند...اعصابم جریحه دار شده و احساس می کنم که سالهاست چشم روی هم نگذاشتم...بهت گفته بودم س...همون روز گفتم...گفته بودم......
ادامه مطلب
دیگه مفهوم خیلی چیزها برام رنگ باخته...گاهی گیج میشم از خودم......
ادامه مطلب
می خوام ی تصمیم بگیرم و پاش وایسم... لطفا اگر متزلزل شدی این پست رو بخون... صبر کن صبر کنxa0 و صبر کن... صبور باش... تو می تونی :)...
ادامه مطلب