در ستایش زنجموره....

متن مرتبط با «25» در سایت در ستایش زنجموره.... نوشته شده است

42

  • نیلوبلاگ

    از ی چیزایی واهمه دارم...بیش تر از همه از توی جمع بودن مخصوصا جمع ی که نشناسم... این هفته ، همون زمانی ه که قصد کرده بودم قبل از تولد امسالم اون کار رو انجام بدم...خدا رو.کنارم حس می کنم... امروز ع اول صبح برام کلوچه آورد، آقای ک هم نون و پنیر و گردو گوجه و خیار آورد و گفت هیئتی ه تا بیات نشده بخورید و خوردم...گرسنه م بود... داشتم فکر میکردم که چه خوبه وقتی آدم ها باهم مهربونند، محبتشون دائر مدار سوئ استفاده نباشه...بخاطر قشنگی خود مهر ورزیدن باشه...انسانیت به خرج دادن، نه نفع شخصی... این هفته ف...

    ادامه مطلب
  • 25

  • نیلوبلاگ

    چه دردی پیچیده توی بدنم... همه ی پیچ و مهره های تار و پود م انگار باز شده :) دیگه حوصله هیچ کسی رو ندارم... دوست دارم بخوابم... دوست داشتم دانه ای بودم و زیر خاک می خوابیدم... صدای گله ای از دور دست که به آرامی از من گذر می کنند... سرمای خاک و گرمی آغوشش و رخوت خلأ و عالم مطلقا سکوت... انگار که چشمهام گرم شدن... xa0...

    ادامه مطلب