
برف شدت گرفته و همه جا یکدست سفید شده...م رفت...و من به تمام دانشجوهایی فکر می کردم که سهمی در این فرصت داشتند و از دستش دادند...میگفت من خودم رو می شناختم و اصلا از اول اومدنم اشتباه بود...خب...من راستش یاد کتاب در پیرامون خود مداری ایرانیان افتادم...یاد ف افتادم...که چقدر با حسرت میگفت س...کاش منم باهات می اومدم...یاد الف که میگفت از دانشگاههای اونجا از ...
ادامه مطلب
پ متقاعدم کردم که بیخبر بوده... صداقت تو کلامش موج میزد... و دلایلی آورد که حتی واکنش خانواده ش و خانواده ع ، عمدی نبوده گفت همه مون اشتباه کردیم ی جورایی غافل شدیم... نمی دونم... چقدر از دیروز بهم سخت گذشت... نایی برام نموندهxa0 فقط از دیشب میگم خدایا گره از کار همه گرفتارا بازکن حال منم خوب کن... حا...
ادامه مطلب
به م اصلا حس خوبی ندارم.... چقدر انرژی منفی داشت...رسما تو چشم هام نگاه کرد و گفت شما زیبایی های زیادی دارید...اگه دوستان دیگه سر نرسیده بودن نمی دونستم باید چیکار کنم... ی طوری ه...رفتارش از حد توان تحمل من زیادی خارج ه... جالبه که اشخاص اطرافم اکثرا م هستند امیدوارم بعدها یادم بمونه کدوم م ، همون م ای بود که ازش نوشتم البته اگر برگشتی در بازخوانی در کار باشه... :) xa0...
ادامه مطلب