در ستایش زنجموره....

متن مرتبط با «26 celsius to fahrenheit» در سایت در ستایش زنجموره.... نوشته شده است

2265

  • نیلوبلاگ

    گاهی به جواد قارایی حسودیم میشه...چطوری ه زندگی...شغل...تفریح...علاقه...پول...هدف...عمر...همه چیز در یک سو...هم سو...مستند ایرانگرد*، سری جدیدش که از شبکه مستند پخش شد واقعا متحیرم کرد...با اینکه من ج...

    ادامه مطلب
  • 2266

  • نیلوبلاگ

    آفتاب رفت و غروب کرد...حالا شب، رسیده...امیدوارم آرامش به زندگی و دل آدم ها برگرده...گاهی دلم خیلی پر و خالی میشه...انگار که گیج بشم......

    ادامه مطلب
  • 2267

  • نیلوبلاگ

    امشب مستند ایرانگرد درمورد دره شیرز بود...چقدر عجیب بود...دره هایی مسحور کننده که طبقه طبقه بالا اومده بودند...حق با جواد قارایی بود... این منطقه شباهت زیادی به grand Canyon آمریکا داشت...خصوصا اون قس...

    ادامه مطلب
  • 2268

  • نیلوبلاگ

    تا صبح درگیر کابوس های عجیب بودم...چه معنی می دادند......

    ادامه مطلب
  • 2269

  • نیلوبلاگ

    شمعدونی هام دیروز با به شکوفه و گل نشستن، خوشحالم کردند...و جوونه ی بخشی از سبزی هام...این روزها ، روزهای قشنگی نبود و حتی شاید بشه گفت نیست...روزهای خستگیxa0روزهای خاکستری...صبح ه زود کار...و عصر تن ه خسته ی سنگین ه پر از نگرانی...انسان در بستر چالش های طبیعت...هی فوران و افت و خیزxa0دائم مبارزهمبارزه برای رفتن برای هرروز بیشتر رفتن...و انتها...انتها، چی ه واقعا...گاهی به د... فکر می کنمو اینکه چرا دوبار خودکشی کرد و تا اعماق نیستی رفت و برگشت......

    ادامه مطلب
  • 263

  • نیلوبلاگ

    اعصابم تحریک شده... یادم رفته کی قراره عادت بشم... هیچ چیزی یادم نمیاد... فقط میدونم روزه بهم فشار میاره... جواب پیام س رو ندادم... اگر بیش ازین بهم فشار بیارن خودم بلنددمیشم میرم ببینم چه خبره... فوقش دوروز مرخصی ه. دیگه.. امروز توی آرایشگاه همکار آرایشگری که داشت صورتم رو بند مینداخت اومد کنارش به...

    ادامه مطلب
  • 426

  • نیلوبلاگ

    ی زمانی...یعنی چند سال پیش شاید تا دو سال پیش از وبلاگ خونی لذت عجیبی میبردم... گاهی حتی وبلاگهایی که دوسه سال خواننده ساکت و خاموش بودم... با خیلی از دوستان مجازی هم در همین بلاگستان آشنا شدم... اما حالا هرزگاهی که میرم سری به وبلاگهای قدیمی میزنم قلبم فشرده می شه.. زجر میکشم و دلم برای همین جا تنگ...

    ادامه مطلب
  • 26

  • نیلوبلاگ

    این درد لعنتی ول کن نیست...از وسط خواب بلندم کرد چه قدرتی داره... مجبور شدم دوباره قرص بخورم... بیرون صدای کامیون میاد انگار گودبرداری می کنن ی تابلو برداشتن زدن از همسایگان محترم عذرخواهی می کنیم ... آخه برادر من این که برای برهم زدن آرامش نیمه شبانه مردم کافی نیست این تابلوها بیش تر اذیتم می کنه.. امروز ده تا سوال برای موضوع رساله رو کاغذ آوردم ، اما رو عنوان بندی موضوع موندم... باید ی کاری ش کرد.. چقدر رنگ شال ه قشنگه...دوسش داشتم :) عصری دیدم ن عکسی گذاشته بود توی تلگرام دامن کوتاه و پا روی ...

    ادامه مطلب