
xa0دیشب شب خیلی سختی رو گذروندم... سرما تا مغز استخونم نفوذ کرده بود و می لرزیدم دائم... صبح از دیدن منظره اطراف ه جام وحشت کردم... چهارتا پتو... و شلوار پشمی ه خیلی گرم و.روسری ضخیم سمت چپم... یک بلوز ...
ادامه مطلب
ذهنم قفل کرده و بشدت خسته ست.. نمیتونم بیش از دو ساعت توی روز درس بخونم... دست خودم نیست... +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa01:39xa0 توسطxa0آهوxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
تلویزیون رو روشن کردم ببینم چه خبره... جالب بود همه برنامه های طنز با خندوانه پخش شد من طرفدار غم نیستم اما با کشته شدن ۱۲ هموطن ایرانی انصاف نبود... +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa00:27xa0 توسطxa0آهوxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
از ابراز احساسات سوزناک الف دیگه حالم بهم می خوره... بابا من اهل روابط عاطفی نیستم... دست از سرم بردارید دیگه... xa0 اومدنی خونه داشتم به زخم های رفاقت فکر می کردم... موندنی ن... نارفیق خدا تو مسیر هیچ کسی قرار نده...آ مین......
ادامه مطلب
خونه، تنهام... نمی دونم شاید هم تنهایی ه که پر شده توی خونه... امروز داشتم به مردنم فکر می کردم... به آدم هایی که فرصت خداحافظی با عزیزانشون رو نداشتن... پدرم،مادرم،برادرم،خواهرم،رفیقم،عشقم،دوستم،همسایه م،همکارم من دیگه فردا وقت رفتنم ه ، دیگه نمی بینمتون خداحافظ.... نمی دونم خوب ه یا تلخ که آدم این فرصت رو داشته باشه... اما فکر کن حتی خداحافظی با خودم...کتاب هام...روح پراگ، هرابال، بورخس، حافظ،خیام ، نیما و شاملو و سهراب ...آره این حق من ه... به مامان گفتم فردا نمیام خونه حاج خانوم و ناراحت شد ...
ادامه مطلب