شنوایی م بشدت کاهش پیدا کرده بود...سوال اساتید رو نمی شنیدم...
اما جز من همه میشنیدن و پاسخ میدادن...
چه کابوسی بود...
ساعت پنج و پنجاه و پنج بیدار شدم نزدیک بود جام رو خیس کنم اما بخیر گذشت
بخاطر همون ه امروز انقدر کسلم...
بدنم درد میکنه تا صبح پنکه روشن بود...
ی حس عدم اطمینان دارم...
به همه چیز...
م.ک حال روحی خوبی نداره انگار...
باتوجه به سابقه ای که از مادرش تعریف کرده برام نگرانشم همیشه...
ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 166