
خیلی سخت ه این امتزاج حقیقت و خیال...این که تو تشخیص مرزها مشکل پیدا کنی...من حتی گاهی که می خوام بگم م...مکث می کنم ...چون...عجیب ه...فکر می کنم باید اسم خودم رو صدا کنم و بگم س...امشب از دستت ناراحت شدم س...ناراحتم کردی...xa0...
ادامه مطلب
امروز عصر میرم پیش مامان و بابا...معده م ناراحت ه و این موضوع باعث بی رمقیم شده...اصلا دل به کار ندادم...دلم میخواست بخوابم...بعد بیدار شم ببینم ساعت دوارده ه...صبح به گل ها و سبزی ها آب ندادم از بس ب...
ادامه مطلب
چه آرزو هایی داشتم...آخه با این اوضاع چطوری میشه که روز به روز به رؤیا بدل نشند...آرزو داشتم مدرسه بسازم...کتابخونه راه بندازم...دیگه کتابفروشی هیچ...حسرتش تا سالها رو قلبم می مونه...:).میبینی س...میب...
ادامه مطلب
وارد خونه شدم با یک وضع عجیبی...خسته، گرسنه، عصبی و خواب آلود...کرکره های آشپزخونه نیمه باز بود، گوشه ی هال کارتن های موز که بیش از دو سه هزار کتاب رو تو خودشون جا داده بودند رو هم رو هم جمع شده بودند...
ادامه مطلب
من عاشق حیاطم...با درخت های کهنسال...با یک حوض ه فیروزه ای ...عصرها درختها و.گلها رو آب بدی و بنشینی کنار حوض و نون و.پنیر و گوجه و خیار و چایی بخوری وxa0 خیام و حافظ بخونی......
ادامه مطلب
این عدل کجاست... نمیبینمش نه در جنسیت نه در طبقات... نمیگم نیست چون گفتند هست و اصلا از اصول دین ماست... میگم من نمی بینمش... کجاست... واقعا کجاست... +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعتxa02:37xa0 توسطxa0آهوxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
سایت مجله رو دیگه جرئت ندارم چک کنم... هرچه بادا باد... دیگه نمیرم سراغش... ی چیزی میشه دیگه صبر میکنم تا ایمیلش بیاد... چشمهام میسوزه... میخوام ی مجموعه شعر از اخوان بخونم... زندگی می گوید باز باید زیست باید زیست باید زیست... +xa0نوشته شده در xa0جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa016:56xa0 توسطxa0آهوxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
گرسنه ام... افطار کمی نون وپنیر خوردم... داشتم به ه فکر می کردم... آدم که از سنگ نیست... تأسیسات ذهنی م گاهی سقوط میکنه ...مثل پلاسکو تو سه ثانیه... +xa0نوشته شده در xa0جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa02:45xa0 توسطxa0آهوxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
چقدر حوصله ندارم... سرم سنگین ه... دوست دارم گریه کنم... روزه داری داره بهم فشار میاره... خواب س رو دیدم... میگفت از راهی که اومدی برگرد... اما حرکتم به پیش بود...همه جا خردلی بود انگار طوفان شده بود.. ... +xa0نوشته شده در xa0جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa012:44xa0 توسطxa0آهوxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
تلویزیون رو روشن کردم ببینم چه خبره... جالب بود همه برنامه های طنز با خندوانه پخش شد من طرفدار غم نیستم اما با کشته شدن ۱۲ هموطن ایرانی انصاف نبود... +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa00:27xa0 توسطxa0آهوxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
احساس کرختی می کنم... حوصله کسی رو ندارم.. حتی کسایی که قبلا واقعا دوست داشتم باهاشون حرف بزنم... این منفعت طلبی و خودخواهی آدم ها ترکیب عجیبی ه همینم باعث می شه که آدم ها رو ابزار ببینند...داستان غمگینی ه وقتی پشت حرف های انسان دوستانه و منطقی قایم هم بشه...وقتی سرمایه بذاری پای ی دوست و بعد حس کنی چقدر اشتباه کردی ، خیلی حس ناخوشایندی ه...حالا یک سال یا ده سال...فرقی نداره... درواقع همین آدم ها م تا ابد قابل تحمل نیستند... این نوع تجارب زننده ست اما بزرگ شدن، هزینه داره... xa0...
ادامه مطلب